حسين زمانى
29
سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )
هرقدر در هر جاى رودخانه تجسّس كردند نشانى نيافته ما هم هرچه معطل شديم اصلا در طغيان آب نقصانى بهم نرسيده . عاقبت به صلاح ديد نفسبيگ و تراببيگ مراجعت كرده به طرف پل خاتون كه در دهنهء آق دربند است رفته از آنجا الى سرخس پنج روز راه است . روز ديگر به پل رسيده عبور كرديم . به آن طرف رودخانه منزل نموده علف و هيمهء فراوان داشت . اصل پل دوازده چشمه است ؛ شش دهنه بزرگ و شش [ دهنه ] كوچك ، معلوم نيست كه بانى اين بناى خير ، كدام عاقبت بخير است ؛ ولى مشهور به پل خاتون است . بنائى محكم و بنيادى مستحكم دارد ؛ ولى روى به خرابى نهاده ، اگر تا دو سال تعمير نشود به كلّى خراب خواهد شد . به تخمين اين فدوى سيصد تومان خرج دارد . از آنجا حركت در هشت فرسخى منزل نموده و از آنجا روانه روز ديگر وارد سرخس گرديديم . در عرض راه در محل ناهار دو نفر سوار از تركمان تكهپوست ببرى را بر پشت شترى انداخته از قرارى كه مذكور نمودند شخص تركمانى قليچ نام با زن و پسر ده ساله بر سر گلّه گوسفند مىرفتند . پسر را سوار شتر كرده و زن مهار شتر را گرفته مرد به تعاقب شتر روانه بود كه ناگاه همان ببر از بن درختى جستن كرده خود را بر شتر زده مسافت بيست زرع شتر را به دور انداخته ، با شخص تركمان درآميخته خواست او را بشكند ، مرد هم كاردى تيز همراه داشت به زبردستى تمام به دو ضرب كارد دو پهلوى ببر را شكافته او را هلاك نمود ؛ ولى به همان يك حملهء ببر پشت و كمر و گردن شتر درهم شكسته خورد شد ولى پسر عيب نكرد . آن مرد شناسها را مطلع ساخته سر ببر را بريده پوست او را كنده ، شنيده كه اين فدوى در آنجا هستم سر راه آورده تعجب بسيار نموديم . پنج تومان و يك قبا به او داده روانه شديم ؛ و همان روز در نيم فرسخى سرخس منزل نموديم . خبر آوردند ، اهالى تركمان نعش آدم شما را كه در آب غرق شده بود يافتهاند . در ساعت سه تومان داده فرستاديم نعش را آورده دفن نموده ، در مراجعت نعش را به ارض